داشتم پستهای یک سال، یک سال و نیم پیش رو میخوندم و به دو نکته پی بردم. اول اینکه چقدر اون موقع بهتر می نوشتم از الان و دوم اینکه همچنان یک لوزر تمام و کمال و بی نقص هستم. و سوم اینکه (قرار بود دو تا باشه؟) علاوه بر لوزر بودن یک گاو تمام عیار هم هستم. آخه گاوِ عزیز، تو اگه آدم بودی با خانم متشخصی که سنجاق سینهاش رو در آن عکس قرار میدهد تا اگر دختر زیبایی را در شهر دیدی که اون رو به لباسش زده بود بدونی که ایشونه، اینجوری برخورد میکنه؟ بعد میای مینویسی این چیزایی که تو فیلماست فقط واسه تو فیلماست. تو لیاقت نداری. تو لوزر نبودن رو بلد نیستی. تو تا ابدالدهر باید در این حسرت بمونی که یه روزِ جمعه، وقتی از بی حوصلگی داری میمیری، یکی زنگ بزنه و بگه پاشو بریم سینما فلان فیلم رو ببینیم. و آخرش هم ننهات بگه بیا واست زن بگیرم و تو بگی باشه، چون میدونی که هیچ اتفاق خاصی قرار نیست بیفته و داره دیر میشه (هر چند دیر شدنش هم زیاد برات مهم نیست از بس که گاوی) و تا آخر عمر سرت رو بکنی تو آخورت و نشخوار کنی و با گوسالههات خوش باشی. ( یا سرت رو بکنی تو آخورت و نشخوار کنی و مثلِ گاو حسرت بخوری یا سرت رو بکنی تو آخورت و نشخوار کنی و هر کوفت دیگهای)
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور